مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی گشپار | شماره نظام روانشناسی: ۲۱۶
← بازگشت به مقالات وبلاگ

رقص محلی لری و داماد اصفهانی؛ تعارض هویت قومی یا ترس از طرد شدن؟

تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۶/۲۹ نویسنده: تیم تحریریه پارسنگ دسته‌بندی: روابط زوجین، تفاوت‌های فرهنگی

خلاصه کیس:

مراجعه‌کننده جوانی لُُر است که پنج روز دیگر عروسی دارد. او و همسرش (اصفهانی) پس از شش سال آشنایی و پنج سال دوستی، بدون هیچ مشکل جدی تاکنون، بر سر موضوعی ظاهراً کوچک دچار بحران شده‌اند. مراجع اصرار داشت که در مراسم عقد، خانواده‌اش یک «لالی‌تلِی» (رقص محلی لری) اجرا کنند. داماد با شدتی غیرمنتظره و عجیب مخالف کرد و حتی تهدید به بهم زدن عروسی نمود. این واکنش برای مراجع کاملاً ناشناخته بود و باعث سردرگمی و خشم او شده است.

نکته دوم کیس، درخواست داماد برای داشتن یک «رقص دونفره خصوصی» با مادرش در شب عروسی است. مراجع اگرچه این کار را برایش ناراحت‌کننده دانسته، اما سکوت کرده و پذیرفته تا خوشحال شود؛ در حالی که انتظار دارد داماد نیز در مقابل، خواسته کوچک او (رقص گروهی خانوادگی) را بپذیرد. درمانگر در جلسه تلاش کرد مسئله را به بحث «هویت ملی vs قومیتی» کشاند، اما مراجع احساس کرد صدای او شنیده نمی‌شود و تمرکز روی «حق انتخاب» و «احساس ناامنی» است.

تحلیل روانکاوانه: لایه‌های پنهانِ یک دعوا

در نگاه اول، این اختلاف صرفاً یک «اختلاف سلیقه فرهنگی» به نظر می‌رسد. اما وقتی دو نفر شش سال یکدیگر را می‌شناسند و تنها پنج روز مانده به ازدواج، بر سر یک رقص ۱۰ دقیقه‌ای چنین جنگ تمام‌عیاری راه می‌اندازند، ما با سطحی فراتر از فرهنگ طرف هستیم. بیایید دینامیک درونی این زوج را با عینک روانکاوی بررسی کنیم.

۱. رقص به مثابه «لنگرگاه هویتی» و ترس از بلعیده شدن

برای مراجع (عروس لُر)، آن رقص محلی فقط حرکت بدن نیست؛ نمادی از ریشه‌ها، تعلق به خانواده اصلی و هویت جمعی اوست. در نظریه جان بالبی (John Bowlby) درباره دلبستگی، ما به دنبال «پایگاه امن» هستیم. برای بسیاری از افراد با پیشینه قومی خاص در کلان‌شهرها یا ازدواج با قومیت دیگر، حفظ آداب‌ورسوم مانند یک طناب نجات عمل می‌کند تا خودشان را گم نکنند.

اما چرا داماد اصفهانی اینقدر وحشت‌زده است؟ ملانی کلاین درباره «اضطراب پارونوئید» صحبت می‌کند. داماد احتمالاً رقص لری را نه به عنوان یک شادی ساده، بلکه به عنوان تهاجمی نمادین تلقی می‌کند. او می‌ترسد که اگر اجازه دهد فضای مراسم با فرهنگ «غریبه» (از دید ناخودآگاه او) پر شود، کنترل موقعیت را از دست می‌دهد. مخالفت افراطی او («یا من یا تو») مکانیزمی دفاعی علیه ترس عمیق از ادغام شدن یا کم‌ارزش شدن جایگاه خودش و خانواده‌اش در آن جشن است. او نمی‌خواهد مهمانِ مراسم همسرش باشد؛ او می‌خواهد صاحب‌خانه باشد.

۲. رقابت مثلثی و «رقص با مادر»

بخش دوم کیس، یعنی درخواست داماد برای رقص خصوصی با مادرش، بار روانی سنگینی دارد. در مدل مثلث‌سازی بوئن (Bowenian Triangulation)، وقتی تنش بین دو نفر (زوج) بالا می‌گیرد، نفر سوم (مادر) وارد می‌شود تا اضطراب کاهش یابد. اما اینجا ماجرا پیچیده‌تر است.

داماد با تأکید بر رقص با مادر، ناخودآگاه وفاداری اولیه خود را به «شیء عشق نخست» (مادر) نشان می‌دهد و همسر آینده را در رتبه دوم قرار می‌دهد. این رفتار می‌تواند بازتابی از عقده ادیپ حل‌نشده باشد؛ جایی که مرد هنوز نتوانسته است مرز سالمی بین نقش «پسر مادر» و «شوهر آینده» قائل شود.

از سوی دیگر، سکوت مراجع در برابر این خواسته (با وجود ناراحتی‌اش) و انتظارش برای اینکه داماد خواسته او را بپذیرد، نوعی «معامله ناعادلانه عاطفی» است. مراجع فکر می‌کند: «من غرورم را خورد کردم و رقص مادرت را قبول کردم، حالا نوبت توست که رقص مرا قبول کنی.» اما در دینامیک ناخودآگاه، داماد این معامله را نمی‌بیند؛ او فقط می‌بیند که مادرش مرکز ثقل زندگی‌اش باقی مانده و همسرش سعی دارد نفوذ دیگری (خانواده لُر) را وارد کند. تضاد بین «حفظ مادر» و «پذیرفتن همسر»، داماد را فلج و پرخاشگر کرده است.

۳. شکاف بین «واقعیت بیرونی» و «فانتزی درونی»

مراجع می‌گوید: «او قبلاً اینطور نبود.» این جمله کلیدی است. در دوران نامزدی و دوستی، فانتزی‌های ایده‌آل‌گرایانه حاکم بودند. هر دو طرف خود را آنطور که می‌خواستند دیده شوند، نمایش می‌دادند (Self-object needs در نظریات هاینتس کوتاوت). اما نزدیک شدن به لحظه واقعیِ ازدواج و ادغام دو خانواده، نقاب‌ها را کنار زد.

رفتار «لَج کردن» یا کودک‌وارِ داماد در واقع فریاد بخشی آسیب‌دیده در اوست که احساس می‌کند تحت فشار قرار گرفته. او توانایی تحمل ابهام (Ambiguity) و تعدد فرهنگ‌ها را ندارد. برای او دنیا سیاه و سفید است: یا فرهنگ من غالب است، یا من نابود می‌شوم. مراجع نیز درگیر همین دوگانه است؛ او فکر می‌کند اگر کوتاه بیاید، هویت لری‌اش تحقیر می‌شود. هر دو در حال مبارزه برای بقای روانی هستند، نه فقط اجرای یک رقص.

«این موضوع خیلی به نظرم کوچیک میاد ولی واقعا یه مشکل بزرگ شده... من واقعا الان نمی‌دونم باید چیکار کنم.»

سوپرویژن تحلیلی: راهنمای درمانگر

درمانگر در جلسه حاضر اشتباه استراتژیک مرتکب شد؛ او وارد بازی سیاسی/فرهنگی شد و سعی کرد مراجع را متقاعد کند که «هویت ملی» مهم‌تر از «هویت قومی» است. این کار باعث شد مراجع احساس کند قضاوت شده و حقش نادیده گرفته شده است. وظیفه درمانگر حل اختلاف فرهنگی نیست، بلکه روشن‌سازی دینامیک رابطه است.

۱. عبور از محتوا به سمت فرم (Process over Content)

به جای بحث درباره اینکه «آیا رقص لری مرسوم است یا نه»، باید پرسید: «وقتی همسرتان می‌گوید نه، چه حسی در شما ایجاد می‌شود؟» پاسخ مراجع «تحقیر» یا «طرد شدن» خواهد بود. سپس از داماد (اگر در جلسات زوج‌درمانی حضور دارد) پرسید: «چه چیزی در آن رقص شما را می‌ترساند؟» پاسخ احتمالاً «از دست دادن کنترل» یا «بی‌وفایی به خانواده خودم» خواهد بود. هدف، اعتباربخشی به احساسات هر دو طرف بدون تایید رفتار مخرب است.

۲. نرمال‌سازی اضطراب گذار (Transition Anxiety)

پنج روز مانده به عروسی، اوج اضطراب جدایی از خانواده پدری و پیوستن به خانواده جدید است. دونالد وینی‌کات اشاره می‌کند که رشد نیازمند محیطی است که بتوان در آن «واهمه‌های» ترسناک را مدیریت کرد. این دعواها اغلب پوششی برای ترس مشترک از آینده و عدم قطعیت است. درمانگر باید به زوج کمک کند تا ببینند دشمن آنها «فرهنگ یکدیگر» نیست، بلکه «ترس مشترک از شکست در تشکیل واحد جدید» است.

۳. بازتعریف مرزها و قدردانی از فداکاری پنهان

مراجع فداکاری کرده و رقص مادر داماد را پذیرفته است. این نقطه قوت رابطه است، نه ضعف. درمانگر باید این همدلی را برجسته کند: «شما نشان دادید که می‌توانید برای آرامش او از خواسته شخصی‌تان بگذرید. آیا امکان دارد او نیز یاد بگیرد که گاهی برای آرامش شما، از کنترل‌گری دست بردارد؟» این رویکرد، داماد را از موضع دفاعی خارج کرده و او را با مسئولیت‌پذیری بالغ روبه‌رو می‌کند، بدون اینکه مستقیماً مورد حمله قرار گیرد.

«حلش اینه که شما اصرار نکنید روی یک فرهنگ خاصی... باید چارچوب کلی رو بپذیریم دیگه.»
(نقل قول از درمانگر در جلسه - نکته: این جمله اگرچه منطقی به نظر می‌رسد، اما بدون همدلی قبلی، برای مراجع همچنان تحمیل و نادیده گرفتن درد اوست.)

بینش نهایی

این بحران، فرصتی طلایی برای زوج است تا الگوهای ارتباطی خود را قبل از شروع رسمی زندگی اصلاح کنند. اگر آنها یاد بگیرند که پشتِ «اصرار بر رقص» یا «مخالفت با آن»، نیازهایی مانند «امنیت»، «تأیید شدن» و «وفاداری» پنهان است، می‌توانند از تله‌ی قدرت خارج شوند. عروسی نباید میدان جنگ برای اثبات برتری فرهنگی یکی بر دیگری باشد، بلکه اولین مرحله‌ی همکاری برای ساختن فرهنگی سوم و مختص خودشان است.

آیا شما هم درگیر چالش‌های مشابه در روابط هستید؟

تفاوت‌های فرهنگی و خانوادگی می‌توانند پایه‌های رابطه را سست کنند. با متخصصان ما مشورت کنید تا مسیر سالم‌تری را بپیمایید.

رزرو وقت مشاوره تخصصی
تیم پارسنگ
تحریریه علمی-پژوهشی پارسنگ

تلاش برای ارتقای سلامت روان جامعه از طریق تولید محتوای مبتنی بر شواهد و تحلیل‌های عمیق روانکاوانه.