← بازگشت به صفحهٔ اصلی

شب‌گفتِ نخست

بازگشتن به راه

مفید مقصودی — روانشناس، خوشه‌چین

۲۳ مرداد ۱۴۰۵

خوشه‌چین گفت:
سال‌ها بود که صبح‌ها می‌رفتم و شب‌ها برمی‌گشتم؛ زندگی‌ام ردیف بود، اما نه عالی. مثل ساعتی که درست کار می‌کند، اما هیچ‌وقت آواز نمی‌خواند.
شنوندهٔ خاموش گفت:
ساعتِ بی‌آواز، تنهاست.
خوشه‌چین گفت:
آنگاه دریچه‌ای گشوده شد. حالا از بام تا شام در کارم و خسته نمی‌شوم؛ مثل کودکی که تازه راه افتاده و هر گوشهٔ جهان برایش تازه است. دیگر دورِ خودم نمی‌چرخم؛ در راهم.
شنوندهٔ خاموش گفت:
کودکِ کنجکاو، پیر نمی‌شود.
خوشه‌چین گفت:
تنها ترسم این است که از هولِ حلیم، در دیگ بیفتم. ذوق دارم؛ اما می‌خواهم این ذوق کشتی‌بان باشد، نه طوفان.
شنوندهٔ خاموش گفت:
دریا را کسی می‌بُرد که بادبان به باد بسپارد، و سکان به خویش.

شما هم دریچه‌ای گشوده‌اید؟

گاهی یک گفت‌وگو، مسیر زندگی را عوض می‌کند. برای مشاوره، وقت بگیرید.

رزرو جلسهٔ مشاوره ←