لوگوی پارسنگپارسنگ 📞 رزرو نوبت

روایت درمانی | دختری که زندگیش دو پارت بود — قسمت ۱ از ۳

انتخاب درست؛ زندگی من، هویت من

این روایت با حفظ کامل رازداری و به‌صورت ناشناس بازنویسی شده است؛ هرگونه شباهت با اشخاص واقعی، اتفاقی است.

وقتی برای اولین بار آمد، گفت: «زندگی من دو پارت است.» و این جمله را جورِ دیگری گفت؛ انگار داشت اعتراف می‌کرد. انگار دوپارت زندگی کردن، عیبِ او بود. اما عیب نبود؛ تشخیصِ دقیقی بود از سرنوشتِ کسانی که در خانواده‌ای با سایهٔ اعتیاد بزرگ می‌شوند.

زندگی دوپاره یعنی چه؟

پارتِ اول، زندگی خودت است: کار، علاقه، آرزوها و حتی غم‌های معمولی‌ای که هر انسانی دارد. پارتِ دوم، زندگی‌ای است که خانواده بر دوش تو می‌گذارد: نگرانیِ دائم برای عضو درگیر اعتیاد، پنهان‌کاری از چشمِ دیگران، و شرمی که تو نساخته‌ای اما سال‌هاست حملش می‌کنی.

مشکل از هم‌زیستیِ این دو پارت نیست؛ مشکل آنجاست که پارتِ دوم، آرام‌آرام جایِ پارتِ اول می‌نشیند و تو دیگر خودت را با «خانوادهٔ فلانی» معرفی می‌کنی، نه با نام و رویای خودت.

انتخاب درست از کجا شروع می‌شود؟

انتخاب درست، بریدن از خانواده یا انکارِ درد نیست. انتخاب درست یک جملهٔ آرام و شجاع است: «این درد محترم است، اما هویتِ من نیست.»

انتخاب درست یعنی کیسهٔ مسئولیت را به صاحبش برگردانی. تو می‌توانی عضو درگیر اعتیاد خانواده‌ات را دوست داشته باشی، برای بهبودش دعا کنی و تا جایی که در توان داری همراهی کنی؛ اما اعتیادِ او، شکستِ تو نیست و بهبودِ او، وظیفهٔ تو نیست.

و این دقیقاً همان‌جایی است که خیلی‌ها گیر می‌کنند: فکر می‌کنند تفکیکِ مسئولیت یعنی بی‌رحمی. نه؛ این شرطِ حضورِ سالم است. آدمِ خیس، نمی‌تواند کسی را از آب بیرون بکشد.

🔑 نکات کلیدی این قسمت

اگر این سطرها برایت آشناست، بدان که تنها نیستی و این دوپارگی، سرنوشتِ ابدی نیست. در قسمتِ دوم، دربارهٔ مسیرِ درست می‌نویسم: اینکه بعد از انتخاب، قدم‌ها چگونه برداشته می‌شوند.