پارسنگ | مجله تخصصی روانکاوی و روان‌درمانی
← بازگشت به فهرست مقالات

وقتی رنج کشیدن تبدیل به هویت می‌شود: تحلیل «قربانی حرفه‌ای»

شماره نظام روانشناسی: ۴۹۲ | زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه | تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰۷-۱۵

روایت کیس (زن، ۳۸ ساله)

«مراجعی با شکایت از همسر بددهن، مادرشوهر تحقیرکننده و پسر معلول تماس گرفت. او توضیح داد که پس از ۲۱ سال زندگی مشترک، خانه را به نام همسر کرده اما همچنان انتظار دارد همسر خرجی بدهد و رفتار خوبی داشته باشد. با وجود پیشنهاد درمانگر برای یادگیری مهارت و استقلال مالی، او مدام بهانه‌تراشی می‌کند: «پسر من معلول است»، «من وقت ندارم»، «من دیپلم بیشتر ندارم». آیا این یک قربانی واقعی است یا کسی که از رنج کشیدن به عنوان ابزاری برای فرار از مسئولیت استفاده می‌کند؟»

تحلیل روانکاوانه: هویتِ ساخته‌شده بر پایه‌ی رنج

۱. ویکتور فرانکل و «معنای رنج»

فرانکل معتقد بود که رنج می‌تواند معنادار باشد اگر منجر به رشد شود. اما در این کیس، رنج نه تنها معنادار نیست، بلکه به یک **«هویت»** تبدیل شده است. مراجع تمام خود را در نقش «مادر فداکارِ یک کودک معلول» و «همسر آزار دیده» تعریف کرده است. اگر این رنج‌ها برداشته شوند، او چه کسی خواهد بود؟ این ترس از «بی‌هویتی»، باعث می‌شود او ناخودآگاه به رنج‌هایش بچسبد و هر راه حلی را که استقلال بیاورد، رد کند.

۲. اریک اریکسون و «بحران هویت در میانسالی»

اریکسون معتقد بود که در میانسالی، فرد باید بین «مولد بودن» و «رکود» یکی را انتخاب کند. در این کیس، مراجع به جای مولد بودن (یادگیری، کار کردن، رشد)، «رکود» را انتخاب کرده است. او با بهانه‌تراشی‌های مداوم («من مریضم»، «وقت ندارم»، «پسرم معلول است») از مواجهه با ترسِ تغییر و مسئولیت‌پذیری فرار می‌کند. این رکود، منجر به احساس پوچی و افسردگی مزمن می‌شود.

۳. آلفرد آدلر و «مزیت ثانویه‌ی بیماری»

آدلر مفهوم «مزیت ثانویه» را مطرح کرد: گاهی افراد ناخودآگاه بیمار می‌مانند یا در رنج هستند، چون این وضعیت برایشان فوایدی دارد (مثل جلب توجه، اجتناب از مسئولیت، دریافت حمایت). در این کیس، مراجع از نقش قربانی برای دریافت همدردی (از درمانگر، خانواده)، اجتناب از کار کردن و یادگیری، و توجیه شکست‌های زندگی‌اش استفاده می‌کند. تا زمانی که این «مزیت» وجود دارد، انگیزه‌ای برای تغییر نخواهد داشت.

«درمانگر: "تو دنبال داستانی... تو سناریوساز ذهنی هستی. اگر بروی سر کار، این سناریو رنگ می‌بازد. به همین دلیل است که مدام بهانه می‌آوری."»

سوپرویژن تحلیلی: شکستن چرخه‌ی بهانه‌تراشی

۱. تشخیص «درماندگی آموخته‌شده»

مراجع پس از سال‌ها زندگی در نقش قربانی، یاد گرفته است که هیچ کنترلی بر زندگی‌اش ندارد. بنابراین، هر پیشنهادی برای تغییر را با بهانه‌تراشی رد می‌کند. سوپروایزر تأکید می‌کند: «تا زمانی که مراجع نپذیرد که انتخاب کرده است در این وضعیت بماند، هیچ تغییری رخ نمی‌دهد. درمانگر نباید در دام همدردی بی‌پایان بیفتد، بلکه باید با قاطعیت بهانه‌ها را به چالش بکشد.»

۲. تکنیک «بازتعریف مسئولیت»

درمانگر هوشمندانه تعریف مراجع از «مسئولیت» را تغییر می‌دهد. مراجع فکر می‌کند مسئولیت یعنی «مراقبت از پسر معلول» و «تحمل همسر بددهن». اما درمانگر می‌گوید: «مسئولیت واقعی یعنی مراقبت از خودت، یادگیری مهارت، و ایجاد استقلال مالی. تا زمانی که تو قوی نشوی، نه می‌توانی به پسرت کمک کنی و نه می‌توانی از پسِ همسرت بربیایی.» این بازتعریف، مراجع را مجبور می‌کند با ترس عمیق خود (ناتوانی و بی‌کفایتی) روبرو شود.

۳. مفهوم «رشد» به عنوان یک انتخاب روزانه

یکی از مهم‌ترین درس‌های این کیس این است که «رشد» یک اتفاق جادویی نیست، بلکه مجموعه‌ای از انتخاب‌های کوچک روزانه است: بیدار شدن صبح زود، رفتن به کلاس، یادگیری یک مهارت جدید، ورزش کردن. افرادی که از نظر روانی سالم هستند، هر روز این انتخاب‌ها را انجام می‌دهند، حتی اگر سخت باشد. اصرار بر ماندن در وضعیت موجود، نشانه‌ی بیماری است، نه وفاداری.

نکته بالینی مهم: در کیس‌های «قربانی حرفه‌ای»، درمانگر نباید نقش «ناجی» را بازی کند. هدف درمان، نه حل مشکلات خارجی (همسر، پسر)، بلکه کمک به مراجع برای پذیرش مسئولیت زندگی‌اش و شروع فرآیند رشد است.

بینش نهایی

مشکل اصلی این مراجع، همسرش، پسرش یا مادرشوهرش نیست؛ بلکه **«ذهنیت قربانی»** اوست که اجازه نمی‌دهد واقعیت را ببیند و بپذیرد که «تغییر در دستان خودش است». تا زمانی که او نپذیرد که «رنج کشیدن به خودی خود فضیلت نیست»، هیچ درمانی مؤثر نخواهد بود. درمان واقعی زمانی آغاز می‌شود که فرد شجاعتِ رها کردن نقش قربانی را پیدا کند و بپذیرد که «گاهی، رنج کشیدن، انتخابی است برای فرار از مسئولیت رشد.»

آیا شما یا کسی که می‌شناسید، در دام نقش قربانی گرفتار شده‌اید و از رشد فرار می‌کنید؟

درخواست مشاوره تخصصی
درباره نویسنده: گروه تحریریه پارسنگ، متشکل از روانکاوان و درمانگران بالینی، با هدف ارتقای دانش روانشناسی عمق‌نگر در ایران فعالیت می‌کند.