«۷ سال است که ازدواج کردهام. از روز اول، همسرم شکاک بود، اما فکر میکردم درست میشود. بعد از ازدواج بدتر شد؛ پیشنهاد نصب دوربین در خانه داد، گوشیام را چک میکرد، حتی جلوی بچه ۴ سالهام از من بازجویی میکرد که «کجا بودی؟». هر بار که رابطه جنسی داشتیم، چند روز بعد شکاکیتها شروع میشد.
اخیراً اوج گرفت. جلوی خانوادهاش به من تهمت زد، گوشیام را برداشت و تماسهایم را چک کرد. وقتی خواستم جدا بخوابم، شروع به فحاشی کرد و گفت «اتاق را برای من خالی میکنی». وقتی خواستم توضیح بدهم، حمله فیزیکی کرد؛ با بند کتک زد، سیم دستگاه بخور را پیچاند دور دستش... بچهها جیغ میزدند. حالا فهمیدم سابقه اعتیاد به شیشه داشته و خانوادهاش هم میدانستهاند. من ماندهام و دو راهی: بمانم به خاطر بچهها یا شکایت کنم و همه چیز را به هم بریزم؟»
این کیس نمونهای کلاسیک از زندگی با فردی مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید (Paranoid Personality Disorder) یا حتی اسکیزوفرنی پارانوئید است. در این حالت، فرد دچار توهمات persecutory (آزاررسان) است؛ یعنی معتقد است دیگران (به ویژه همسر) قصد فریب، خیانت یا آسیب به او را دارند.
مراجع اشاره میکند که بعد از هر رابطه جنسی، شکاکیتها تشدید میشود. این یک الگوی شناختهشده در برخی اختلالات روانی است. برای فرد پارانوئید، صمیمیت فیزیکی میتواند ترس از «نفوذ»، «آلوده شدن» یا «فریب خوردن» را فعال کند. او پس از نزدیکی، احساس میکند کنترل خود را از دست داده و برای بازیابی آن، شروع به بازجویی و تهمت زدن میکند.
حمله فیزیکی همسر (کتک زدن با بند، تهدید با سیم بخور) نشاندهنده گذار از «پارانویای کلامی» به «خشونت فیزیکی» است. این نقطه عطف بسیار خطرناکی است. فرد دیگر فقط شک نمیکند؛ او احساس میکند در حال جنگیدن با دشمنی است که باید نابودش کند. در ذهن بیمار، او «مدافع» است، نه «مهاجم».
نکته تکاندهنده اینجاست که خانواده همسر از سابقه اعتیاد و رفتارهای او اطلاع داشتهاند، اما مراجع در تاریکی نگه داشته شده است. این نشاندهنده یک تبانی ناخودآگاه خانوادگی است برای پنهان کردن مشکل و انداختن بار آن بر دوش عروس جدید. این موضوع احساس تنهایی و خیانت مراجع را تشدید میکند.
«مشکل اصلی شما این نیست که نتوانستهاید خودتان را ثابت کنید؛ مشکل این است که شما سعی دارید با یک فرد بیمار، منطقی صحبت کنید. این مثل این است که بخواهید به یک فرد دیابتی قانع کنید که انسولین نیاز ندارد. بیماری او اجازه نمیدهد واقعیت را ببیند.»
بزرگترین اشتباه مراجع (و بسیاری از افراد در موقعیت مشابه) این است که فکر میکنند اگر خوب توضیح دهند، اگر مدرک بیاورند، اگر گریه کنند، همسرشان متوجه اشتباهش میشود. این غیرممکن است.
ذهن بیمار پارانوئید، تمام اطلاعات را فیلتر میکند تا با توهم خودش همخوانی داشته باشد. هر توضیحی که شما بدهید، او آن را به عنوان «تلاش برای فریب بیشتر» تعبیر میکند. هر مدرکی که ارائه دهید، او میگوید «ساختگی است». بنابراین، هرچه بیشتر تلاش کنید، او بیشتر پرخاشگر میشود.
تنها راه برخورد با این وضعیت، خروج از فضای عاطفی و ورود به فضای قانونی است. مراحل زیر ضروری هستند:
خانواده همسر احتمالاً در دادگاه یا جلسات مشاوره نیز سعی در کماهمیت جلوه دادن مشکل خواهند کرد. اما گزارش رسمی پزشکی قانونی و شهادت شهود (مثل برادرش که دیروز آمد و حرفهای عجیب زد) میتواند این دفاعیات را بیاثر کند.
این زن قربانی یک بیماری روانی درماننشده شده است. ماندن در این خانه به امید «درست شدن» او، نه تنها بیفایده است، بلکه جان او و فرزندانش را به خطر میاندازد. اقدام قانونی، نه یک انتقام، بلکه یک اقدام نجاتبخش برای قطع چرخه خشونت و ایجاد امنیت برای کودکان است.
فراموش نکنید که بیماری همسر شما، تقصیر شما نیست. شما حق دارید در امنیت زندگی کنید. ما در مسیر حقوقی و روانی کنار شما هستیم.
رزرو وقت مشاوره تخصصی