پارسنگ | مجله تخصصی روانکاوی و روان‌درمانی
← بازگشت به فهرست مقالات

وقتی عشق تبدیل به وسواس می‌شود: تحلیل اصرار بیمارگونه

شماره نظام روانشناسی: ۱۶۹ | زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه | تاریخ انتشار: ۱۴۰۵-۰-۳۰

روایت کیس (مرد، ۳۵ ساله)

«مراجعی با شکایت از سردی همسرش و درخواست او برای جدایی تماس گرفت. او توضیح داد که به دلیل حساسیت‌های افراطی (پوشش همسر، نحوه‌ی تعامل با همکاران مرد، عدم تماس تلفنی در طول شب) هر روز با همسرش دعوا می‌کند. با وجود اینکه همسر明确表示 («دیگه نمیخوام تو رابطه باشم») و خودش هم اعتراف می‌کند که «من مقصرم» و «اعصابم خرابه»، همچنان اصرار دارد که «ما جفت همیم» و «اگر درمان شوم، رابطه درست می‌شود». آیا این عشق است یا یک وسواس بیمارگونه؟»

تحلیل روانکاوانه: مرز باریک بین عشق و وسواس

۱. فروید و «عشق وسواسی» (Obsessional Love)

فروید در مطالعات خود روی «مرد فیل‌دندان‌دار» نشان داد که چگونه عشق می‌تواند به یک وسواس فکری-عملی تبدیل شود. در این کیس، مراجع دچار نوعی «عشق وسواسی» است: او نه به خاطر ویژگی‌های مثبت همسر، بلکه به خاطر ترس از دست دادن و نیاز به کنترل اصرار بر حفظ رابطه دارد. هر رفتار عادی همسر (مثل صحبت با همکار مرد) به عنوان یک تهدید وجودی تفسیر می‌شود و باعث ایجاد اضطراب شدید و رفتارهای کنترلی می‌گردد.

۲. جان بالبی و «دلبستگی ناایمنِ اضطرابی»

بالبی نشان داد که افراد با سبک دلبستگی اضطرابی، دائماً نگران طرد شدن هستند و برای جلوگیری از آن، دست به رفتارهای کنترلی و چسبنده می‌زنند. در این کیس، مراجع با «عدم تماس تلفنی همسر در طول شب» یا «آزادی عمل او در محیط کار»، احساس می‌کند که در حال از دست دادن اوست. بنابراین، با دعوا، سرزنش و اصرار بر تغییر رفتار همسر، سعی می‌کند او را «مال خود» نگه دارد. این رفتارها نه تنها رابطه را بهبود نمی‌بخشد، بلکه باعث دوری بیشتر همسر می‌شود.

. آرون بک و «تحریف‌های شناختی»

بک معتقد بود که افراد افسرده یا مضطرب، واقعیت را از طریق «عینک‌های تحریف‌شده» می‌بینند. در این کیس، مراجع دچار چندین تحریف شناختی است:
ذهن‌خوانی: «او با همکارش شوخی کرد، پس حتماً به او علاقه دارد.»
فاجعه‌سازی: «اگر الان با من تماس نگرفت، یعنی دیگر دوستم ندارد و مرا ترک خواهد کرد.»
باید-نبایدها: «او باید همیشه با من تماس بگیرد، باید لباس محجبه بپوشد، نباید با مردها راحت صحبت کند.»
این تحریف‌ها باعث می‌شوند او واقعیت رابطه (که احتمالاً مدتهاست سرد شده) را نبیند و در عوض، در دنیای خیالی خود زندگی کند که «اگر فلان رفتار را تغییر دهد، همه چیز درست می‌شود.»

«درمانگر: "تو درمان را نه برای بهبود خودت، بلکه به عنوان ابزاری برای رسیدن به دختر می‌بینی. این یعنی هنوز بیمار هستی."»

سوپرویژن تحلیلی: مدیریت مقاومت در برابر واقعیت

۱. تشخیص «انکار» و «عقلانی‌سازی»

مراجع مدام سعی می‌کند واقعیت را انکار کند: «ما جفت همیم»، «رابطه درست می‌شود»، «او هم می‌داند که راه حل دارد». این مکانیسم‌های دفاعی («انکار» و «عقلانی‌سازی») به او اجازه می‌دهند تا با دردِ طرد شدن و شکست رابطه روبرو نشود. سوپروایزر تأکید می‌کند: «تا زمانی که مراجع نپذیرد که این رابطه تمام شده است، هیچ درمانی امکان‌پذیر نیست.»

. تکنیک «بازتعریف درمان»

درمانگر هوشمندانه تعریف مراجع از «درمان» را به چالش می‌کشد. مراجع فکر می‌کند درمان یعنی «یاد بگیرم چطور او را نگه دارم». اما درمانگر می‌گوید: «درمان یعنی یاد بگیری ببینی کدام رابطه برای تو سالم است و کدام نه. ممکن است بعد از درمان، بفهمی که این رابطه اصلاً مناسب تو نبوده و باید رهایش کنی.» این بازتعریف، مراجع را مجبور می‌کند با ترس عمیق خود (تنهایی و شکست) روبرو شود.

۳. مفهوم «رها کردن» به عنوان یک مهارت سلامت‌محور

یکی از مهم‌ترین درس‌های این کیس این است که «رها کردن» یک مهارت سلامتی است، نه شکست. افرادی که از نظر روانی سالم هستند، وقتی متوجه می‌شوند رابطه‌ای برایشان سمی است، بدون اصرار و التماس، آن را رها می‌کنند. مانند کسی که گوشت فاسد را نمی‌خورد، حتی اگر گرسنه باشد. اصرار بر حفظ رابطه‌ی ناسالم، نشانه‌ی بیماری است، نه عشق.

نکته بالینی مهم: در کیس‌های وسواسی-عاشقانه، درمانگر نباید در دام «امید واهی» بیفتد. هدف درمان، نه نجات رابطه، بلکه کمک به مراجع برای پذیرش واقعیت و حرکت به سمت سلامت روان است.

بینش نهایی

مشکل اصلی این مراجع، همسرش نیست؛ بلکه ساختار روانی اوست که اجازه نمی‌دهد واقعیت را ببیند و بپذیرد. تا زمانی که او نپذیرد که «اصرار بر رابطه‌ی ناسالم، نشانه‌ی بیماری است»، هیچ درمانی مؤثر نخواهد بود. درمان واقعی زمانی آغاز می‌شود که فرد شجاعتِ رها کردن را پیدا کند و بپذیرد که «گاهی، پایان دادن، شروعِ سلامتی است.»

آیا شما یا کسی که می‌شناسید، در دام اصرار بر یک رابطه‌ی ناسالم گرفتار شده‌اید؟

درخواست مشاوره تخصصی
درباره نویسنده: گروه تحریریه پارسنگ، متشکل از روانکاوان و درمانگران بالینی، با هدف ارتقای دانش روانشناسی عمق‌نگر در ایران فعالیت می‌کند.