کلینیک تخصصی روانشناسی و مشاوره پارسنگ
← بازگشت به صفحه اصلی

بی‌اعتنایی برادرشوهر و جایگاه گمشده عروس

نویسنده: مفید مقصودی | روانشناس بالینی | شماره نظام: ۲۱۶۸ | ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

«ده سال است که هر مهمانی می‌روم، برادرشوهرم سلام نمی‌دهد، رو برمی‌گرداند و اگر حرفی بزند، با کنایه است. اوایل فکر می‌کردم مقصر منم؛ گل می‌بردم، کوتاه می‌آمدم، عذرخواهی می‌کردم. فایده نداشت. حالا که رفت‌وآمد را قطع کرده‌ام، همه می‌گویند تو مقصری؛ حتی همسرم فقط سکوت می‌کند. خسته‌ام از اینکه جایگاهم را باید گدایی کنم.»

تحلیل روانکاوانه: از «او»ها به «من» برگردیم

روایت این مراجع پر از «او»ها و «آن‌ها»ست: او سلام نمی‌دهد، او کنایه می‌زند، آن‌ها حمایت می‌کنند. اما قانون طلایی تحلیل بالینی این است: روایت مراجع از دیگران، لزوماً واقعیت نیست؛ آنچه در اتاق درمان قابل بررسی است، دینامیک درونی خود مراجع است. پرسش درمان این نیست که برادرشوهر چرا چنین است؛ پرسش این است که چرا جایگاه این زن ده سال به نگاه دیگران گره خورده است.

دینامیک اول: تأییدطلبی به قیمت کوچک‌شدن

مراجع سال‌ها سعی کرده جایگاهش را با محبت یک‌طرفه بخرد: گل بردن، کوتاه آمدن، عذرخواهی‌های بی‌دلیل. این الگو معمولاً ریشه‌ای کودکی دارد؛ جایی که فرد یاد گرفته عشق و دیده‌شدن، مشروط به تلاش و فداکاری است. نتیجه در بزرگسالی این است که هر رابطه سردی، به جای آنکه «مرز» تلقی شود، «آزمون» تلقی می‌شود: باید بیشتر تلاش کنم تا قبول شوم. اما جایگاهی که با تلاش خریده شود، هرگز جایگاه نیست؛ امتیازی است که هر لحظه قابل پس‌گیری است.

دینامیک دوم: خشمِ بی‌صدا و رنجش انباشته

خشمی که ابراز نشود، از بین نمی‌رود؛ تغییر شکل می‌دهد. خشمِ فروخورده این مراجع به رنجش مزمن تبدیل شده و رنجش، آرام‌آرام کل رابطه را از درون فرسوده است. قطع ناگهانی رفت‌وآمد، اگرچه ظاهراً قاطع به نظر می‌رسد، اما بدون پردازش این خشم، بیشتر شبیه «فرار» است تا «مرز». فرار، فاصله فیزیکی ایجاد می‌کند اما زنجیر روانی را پاره نمی‌کند؛ به همین دلیل هر تماس تلفنی خانواده همسر، دوباره او را به همان چرخه رنجش و احساس گناه برمی‌گرداند.

دینامیک سوم: انتظار ناجی؛ واگذاری مرز به همسر

مراجع انتظار دارد همسرش بجنگد تا او مجبور نباشد خودش بایستد. این انتظارِ ناجی، اگرچه قابل درک است، اما جایگاه او را وام‌گرفته نگه می‌دارد: اگر همسر حمایت کند، قهرمان است و اگر سکوت کند، خائن. در هر دو حالت، تعیین‌کننده جایگاه مراجع، کس دیگری است. تعارض وفاداری همسر در این میان واقعی است، اما نکته تحلیلی اینجاست: حتی حمایت کامل همسر، جایگاهی را که خود مراجع نساخته، پر نمی‌کند.

«فکر می‌کردم اگر آن‌قدر خوب باشم که نشود ایرادی گرفت، بالاخره دوستم دارند. حالا می‌فهمم ایراد از خوب بودن من نبود؛ از جایگاهی بود که هرگز به من داده نمی‌شد.»

سوپرویژن تحلیلی: از جنگ برای جایگاه تا ساختن جایگاه

در کار با این کیس، هدف درمان «اصلاح خانواده همسر» نیست؛ هدف، بازگرداندن مرجعیت درونی به مراجع است. سه مداخله کلیدی در این مسیر طراحی شد.

مداخله اول: توقف اقتصاد تأیید

هر سلام اضافی، هر هدیه و هر عذرخواهی بی‌دلیل، واحد پولی است که به حساب کسی واریز می‌شود که نرخ احترام را پایین نگه داشته است. اولین مداخله، حذف تدریجی این رفتارهای تأییدطلبانه بود؛ نه از سر قهر و نمایش، بلکه از سر بی‌نیازی. مراجع یاد گرفت محبتش را خرج کسانی کند که قدر آن را می‌دانند، و در برابر دیگران، فقط «مودب و دور» باشد.

مداخله دوم: مرز به جای مجازات

قطع رفت‌وآمد اگر با بیانیه، گلایه و توضیح طولانی همراه باشد، تنبیه است و دعوت به چانه‌زنی؛ اما اگر ساکت، پیوسته و بدون توضیح اضافه باشد، مرز است. فرمول اجرایی ساده بود: رفتار کم، بیان کوتاه، ثبات بالا. به جای «شما با من بد رفتار کردید پس نمی‌آیم»، فقط: «فعلاً برنامه‌ای برای آمدن ندارم.» و تکرار آرام همین جمله، بدون وارد شدن به هیچ بحثی.

مداخله سوم: بازتعریف سیستم اصلی؛ زوج به جای خانواده گسترده

جایگاه مراجع نه در خانه پدرشوهر، بلکه در سیستم دو نفره زوج تعریف می‌شود. مداخله سوم، گفت‌وگوی بدون سرزنش با همسر بود: بیان نیازها به جای معرفی مقصرها. به جای «تو چرا از من دفاع نکردی؟»، این جمله: «من نیاز دارم بدانم ما دو نفر یک تیمیم، حتی وقتی با خانواده‌ات اختلاف نظر داریم.» وقتی سیستم زناشویی محکم شود، نگاه خانواده گسترده دیگر تعیین‌کننده نیست؛ فقط یک نظر بیرونی است.

«درمانگر: تا وقتی جایگاهت را در چشم دیگران می‌جویی، زندانی نگاهشان هستی؛ مرز گذاشتن یعنی خروج از زندان، نه تسخیر زندان.»

بینش نهایی

داستان این کیس، داستان برادرشوهر نیست؛ داستان زنی است که جایگاهش را بیرون از خودش جست‌وجو کرد و هرچه بیشتر دوید، کمتر دیده شد. بینش نهایی این است: جایگاه چیزی نیست که دیگران بدهند؛ چیزی است که با مرز، سکوتِ به‌جا و بی‌نیازی ساخته می‌شود. وقتی مراجع دست از گداییِ تأیید برداشت، برای اولین بار فهمید احترامی که سال‌ها طلب می‌کرد، اول باید در درون خودش پرداخت می‌شد.

جایگاهتان را در نگاه دیگران گم کرده‌اید؟

اگر سال‌هاست برای دیده‌شدن در خانواده همسر تلاش می‌کنید و هرچه بیشتر می‌دوید کمتر دیده می‌شوید، این چرخه با گفت‌وگوی تخصصی قابل شکستن است.

رزرو وقت مشاوره با دکتر مقصودی

درباره نویسنده

مفید مقصودی، روانشناس بالینی و عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران به شماره پروانه ۲۱۶۸. تخصص ایشان در تحلیل روانکاوانه دینامیک‌های خانوادگی، مرزگذاری سالم و بازسازی جایگاه فرد در سیستم‌های رابطه‌ای است.