🪨 پارسنگ وبلاگ گشپار
← بازگشت به همهٔ مقالات

منظومه‌ی اعتیاد در خانه؛ وقتی مراقبتِ مادر، خودش اعتیاد می‌شود

قلم: مفید مقصودی | روانشناس بالینی | شمارهٔ نظام: ۲۱۶۸

«پسر ۲۲ سالم رفیق‌باز است؛ از ۱۵ سالگی سیگار می‌کشد و رفیق‌هایش را به کل خانواده ترجیح می‌دهد. دیر وقت می‌آید، دماغش قرمز است. وقتی می‌پرسم جایی بودی که گل بکشند، می‌گوید مامان ادامه نده؛ غذا نمی‌خورد، نافرمانی می‌کند، شب تا ساعت سه بیرون است. یک شب راهش ندادم، رفت خانه‌ی خواهرم؛ یک شب توی ماشین پدرِ دوستش خوابید. هیچ چیز رویش اثر نمی‌کند. به او می‌گویم هر کاری می‌کنی بکن، ولی با ما باش... آبرویم پیش همسایه‌ها رفته. توی ساختمان ما چند تا بچه هست، ولی بچه‌ی من از همه بدتر است.»

۱. اعتیاد، تک‌نفره نیست: منظومه‌ی اعتیاد

امروز دیگر «اعتیادِ یک فرد» نداریم؛ مجموعه‌ای از عوامل دست‌به‌دست هم می‌دهند تا اعتیاد در یک فرد تظاهر کند. و تلخ‌ترین بخش ماجرا اینجاست: رفتارهای مادرانه هم می‌تواند نوعی اعتیاد باشد. بو کشیدن فرزند، چک کردن، رصد کردن، مراقبت بیش از حد و وسواس — این‌ها هم اعتیاد است؛ با این تفاوت که دماغ و چشم تو قرمز نمی‌شود و کسی به تو شک نمی‌کند.

پسر یک نوع اعتیاد دارد و مادر نوعی دیگر. راستش را بخواهید، اگر فرزندِ این منظومه‌ی رفتار مادرانه معتاد نشود، معجزه است؛ این منظومه، ناچار تولید اعتیاد می‌کند. نه به خاطر بدیِ مادر، بلکه به خاطر آنکه عشقی که شکلِ «قفس» به خود بگیرد، نفسِ فرزند را می‌گیرد.

۲. مغلطه‌ی «هر کاری می‌کنی بکن، ولی با ما باش»

این جمله در نگاه اول مهربان است، اما نوعی سفسطه است که راه را برای اعتیاد باز می‌کند؛ نه آزادیِ واقعی به فرزند می‌دهد و نه حضورِ واقعی از او می‌گیرد. ریشه‌ی آن جای دیگری است: مادر، فرزند را «اجاقِ زندگی» خود دیده است.

در فرهنگ کهن ما، درباره‌ی بی‌فرزندی می‌گفتند «اجاقش کور است»؛ یعنی زندگی‌اش نور و گرمایی ندارد. اما حکمت اینجاست که اجاق را نباید با وجودِ فرزند هم روشن نگه داشت. وقتی فرزند، تنورِ خانه و سرگرمیِ زندگی می‌شود، دیگر به چشم یک موجود مستقل و خودگردان دیده نمی‌شود؛ بلکه بازیچه‌ای برای پُر کردن خلأهاست. و فرزند هم در سوی دیگر همان سکه می‌گوید: «شما وظیفه‌تان است نگهداریم؛ شما من را به دنیا آوردید.» این یعنی هیچ‌یک از دو طرف، مرزِ خود و دیگری را نشناخته است.

۳. مگر می‌خواهیم گوسفند پرورش دهیم؟

مادر با حسرت می‌گوید بچه‌های خواهرم «عین بره» هستند و همسایه‌ها او را تأیید می‌کنند. اما بچه‌ی بره‌مانند، فخر نیست؛ فاجعه است. در مدرسه شاید به اطاعت نمره‌ی بیست بدهند، اما در جامعه به کسی احترام می‌گذارند که زرنگ باشد و مسئله‌گشا؛ و زرنگی و مسئله‌گشایی فقط در محیط آزاد رشد می‌کند، نه در پرورشگاه بره.

«فرزندان شما، فرزندان شما نیستند.
آنان پسران و دخترانِ اشتیاقِ زندگی به خویش‌اند.
آنان از راه شما می‌آیند، اما نه از شما؛
و اگرچه با شما هستند، اما از آنِ شما نیستند.»

و یادمان باشد: بچه‌ی پیش از تولد که به نه ماهگی رسید، دیگر برنمی‌گردد؛ بچه‌ای که به راه افتاد، دیگر در بغل جا نمی‌گیرد؛ و بچه‌ی هفت‌ساله را نمی‌شود در خانه بست. رشد، برگشت‌ناپذیر است؛ هنرِ مادری، همراهی با آن است، نه جنگیدن با آن.

۴. قانونِ کشورِ آرام: راهکارهای عملی

دو گونه کشور داریم: یکی که کم قانون می‌گذارد اما همان اندک را دقیق اجرا می‌کند، و دیگری که صد قانون می‌نویسد و همه را نصفه‌ونیمه رها می‌کند. اگر به صد چیز گیر بدهی، هر صد چیز از دستت خارج می‌شود؛ اگر به یک چیز گیر بدهی و همان را درست اجرا کنی، کفایت است.

الف) جدا کردن حوزه‌ها

ب) ترکِ اعتیادِ مراقبت

ج) حل تعارض درون

از قفس تا همراهی

اگر شما هم با فرزندی در آستانه‌ی جوانی یا جوانِ خودسر، شب‌های بی‌خواب دارید، بدانید راه، نه رها کردن است و نه گرفتن؛ راه، همراهیِ آگاهانه است.

رزرو جلسه شنیدن