کلینیک تخصصی روانشناسی و مشاوره پارسنگ
← بازگشت به صفحه اصلی

وقتی سکوت مردان طولانی می‌شود: چرا همسرم بعد از دعوا حرف نمی‌زند؟

نویسنده: مفید مقصودی | روانشناس بالینی | شماره نظام: ۲۱۶۸ | ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

«بیست و دو سال است ازدواج کرده‌ام. سه هفته پیش همسرم جلوی مادرش به من توهین کرد و از خانه بیرونم کرد. بعد از سه هفته قهر، فکر کردم با دعوت مادرشوهر آشتی درست می‌شود؛ اما سر یک چادر نماز دوباره منفجر شد. حالا بیست و پنج روز است حتی یک سلام هم بین ما رد و بدل نشده. هر پیام محبت‌آمیزم با پرخاش جواب گرفت. می‌ترسم خودشیفته باشد؛ یا بدتر، اینکه این سکوت یعنی پایان ما.»

تحلیل روانکاوانه: سکوت، دیوار نیست؛ اتاق پردازش است

اولین برچسبی که در این کیس‌ها زده می‌شود «خودشیفتگی» است. اما تجربه بالینی چیز دیگری می‌گوید: در بسیاری از موارد، سکوت طولانی مرد پس از تعارض، نشانه اختلال شخصیت نیست؛ نشانه تفاوت بنیادین در سیستم پردازش هیجان بین دو جنس است. مثل دو سیستم عامل متفاوت که یک فایل را به دو شکل باز می‌کنند.

دینامیک اول: پردازش جمعی در برابر پردازش منفرد

بسیاری از زنان هیجان را با «حرف زدن درباره‌اش» هضم می‌کنند؛ گفت‌وگو برای آن‌ها خودِ راه حل است. بسیاری از مردان اما هیجان را در «خلوت» هضم می‌کنند؛ باید رویداد را تنها، دانه‌دانه و در سکوت مرتب کنند تا به نتیجه برسند. وقتی زن در میانه این فرآیند وارد می‌شود — با توضیح، عذرخواهی یا پرسش — برای مرد مثل این است که کسی وسط محاسباتش فریاد بزند. گره کورتر می‌شود، نه باز.

دینامیک دوم: ابهام؛ آرامش او، اضطراب او

نکته ظریف اینجاست: مرد در فضای ابهام و سکوت آرام‌آرام به تعادل می‌رسد، اما زن در همان فضا دچار اضطراب و ناامنی فزاینده می‌شود. پس زن هرچه بیشتر می‌دود تا «شفاف‌سازی» کند، مرد بیشتر عقب می‌کشد تا «پردازش» کند. این چرخه تعقیب-کناره‌گیری است: هر قدم زن به سمت شفافیت، یک قدم مرد به سمت سکوت عمیق‌تر. بیست و پنج روز سکوت این کیس، حاصل همین رقص معیوب است، نه لزوماً سردی یا کین.

دینامیک سوم: ترمیم در زمان غلط، خرابی مضاعف

دعوت مادرشوهر برای آشتی، از نظر زن یک حرکت عاشقانه بود؛ از نظر مرد، یک مثلث‌سازی و نقض حریم پردازش او. وقتی مرد هنوز در فاز هضم است، ورود واسطه یعنی: «تو حتی حق نداری خودت این را حل کنی.» نتیجه قابل پیش‌بینی بود: انفجار بر سر موضوعی کوچک (چادر نماز) که هیچ ربطی به دعوای اصلی نداشت؛ چون خشم واقعی، خشمِ نقض حریم بود، نه چادر.

«بیست و پنج روز است حتی یک سلام هم نکرده‌ایم. نمی‌دانم این سکوت یعنی طرد، یا یعنی هنوز دارد فکر می‌کند. این ندانستن دارد من را می‌خورد.»

سوپرویژن تحلیلی: از تعقیب تا تحمل ابهام

در کار با این مراجع، هدف این نبود که مرد را «درمان» کنیم؛ هدف این بود که زن از چرخه تعقیب-کناره‌گیری خارج شود و فضای پردازش مرد را — و آرامش خودش را — بازسازی کند. سه مداخله کلیدی طراحی شد.

مداخله اول: توقف کامل تعقیب

قانون ساده و سخت: هیچ پیام پیاپی، هیچ توضیح منطقی، هیچ عذرخواهی زودهنگام، هیچ واسطه‌ای. هر تلاش برای شکستن سکوت در این فاز، مثل ریختن آب روی آتشی است که هنوز هیزم دارد. به مراجع آموزش داده شد که سکوت فعلی را «اتاق پردازش» ببیند، نه «دیوار طرد». وقتی تعقیب متوقف شد، برای اولین بار در ۲۵ روز، فضای تنفس برای مرد باز شد.

مداخله دوم: مدیریت اضطراب ابهام در خود مراجع

سخت‌ترین بخش کار اینجا بود: زن باید یاد می‌گرفت اضطراب «ندانستن» را بدون دویدن به سمت مرد تحمل کند. تمرین‌های خودتنظیمی، برنامه روزانه، و شبکه حمایتی خارج از رابطه، جایگزین چک کردن گوشی و نوشتن پیام‌های پاک‌شده شد. پیام درمانی روشن بود: اضطراب تو معتبر است، اما راه حلش در گوشی او نیست؛ در سیستم عصبی خود توست.

مداخله سوم: زمان‌بندی بازگشت و قواعد جدید تعارض

وقتی مرد خودش پیش‌قدم شد (و معمولاً می‌شود)، گفت‌وگو باید کوتاه، بدون سرزنش و بدون کالبدشکافی گذشته باشد. مهم‌تر از آن، توافق پیشگیرانه: از این به بعد هر دو حق «وقفه» دارند؛ مرد حق سکوت پردازشی دارد و زن حق بداند این سکوت موقت است و چند روز طول می‌کشد. این توافق، ابهام سمی را به سکوتِ قراردادشده تبدیل می‌کند.

«درمانگر: سکوت مرد همیشه دیوار نیست؛ گاهی اتاق پردازش است. در را نکوب؛ وقتی کارش تمام شد، خودش بیرون می‌آید. کار تو این است که تا آن روز، خودت را نسوزانی.»

بینش نهایی

داستان این کیس، داستان بیست و پنج روز سکوت نیست؛ داستان دو زبان متفاوت است که یک کلمه را دو جور ترجمه می‌کنند: زن سکوت را «پایان» می‌خواند و مرد آن را «ادامه» می‌داند. تا وقتی این ترجمه‌ها اصلاح نشود، هر دعوا به بن‌بست می‌رسد و هر آشتی به دعوای بعدی تبدیل می‌شود. بینش نهایی ساده است: عشق به معنای هم‌زبان بودن نیست؛ به معنای یاد گرفتن ترجمه‌ی زبان یکدیگر است. و گاهی اولین درسِ این ترجمه، همین است: سکوت را تحمل کن، تا کلام معنا پیدا کند.

در سکوتِ پس از دعوا گیر کرده‌اید؟

اگر روزهاست که حرفی بین شما و همسرتان رد و بدل نشده و هر تلاش‌تان برای آشتی نتیجه عکس داده، شاید زمان‌بندی درستِ گفت‌وگو را هنوز پیدا نکرده‌اید. یک جلسه ارزیابی می‌تواند نقشه راه را روشن کند.

رزرو وقت مشاوره با دکتر مقصودی

درباره نویسنده

مفید مقصودی، روانشناس بالینی و عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران به شماره پروانه ۲۱۶۸. تخصص ایشان در تحلیل الگوهای ارتباطی زوجین، چرخه‌های تعقیب-کناره‌گیری و درمان تعارض‌های زناشویی است.