پارسنگ | مجله تخصصی روانکاوی و روان‌درمانی
← بازگشت به فهرست مقالات

مثلث‌سازی پنهان: وقتی شخص سوم غایب است

شماره نظام روانشناسی: ۲۱۶۸ | زمان مطالعه: ۷ دقیقه | تاریخ انتشار: ۲۲۶-۰۹-۲۱

روایت مراجع

«آقای دکتر، مشکل من این نیست که با همسرم دعوا دارم. مشکل اینجاست که او اصلاً پدر مرا درک نمی‌کند. پدر من مردی بود که تمام عمرش را وقف ما کرد، اما حالا که مرده، همسرم طوری رفتار می‌کند انگار او هرگز وجود نداشته. هفته پیش سر شام بحث شد؛ من گفتم "پدرم همیشه می‌گفت نمک نان را باید با کار خودت در بیاوری"، همسرم گفت "پدرت که مرده، چرا مدام او را وسط می‌کشی؟". من عصبانی شدم. چطور می‌تواند چنین بی‌احترامی به خاطره پدرم بکند؟ بعدش دیگر حرف نزدیم. من احساس کردم تنها کسی که مرا درک می‌کرد، پدرم بود و حالا که نیست، من در این خانه غریبه‌ام.»

تحلیل روانکاوانه: فرار از تقابل مستقیم

۱. فروید: اودیپ حل‌نشده و بازگشت ابژه از دست‌رفته

در نگاه اول، این یک دعوای زناشویی ساده بر سر احترام به والدین به نظر می‌رسد. اما در عمق، ما با یک مکانیسم دفاعی پیچیده روبرو هستیم. فروید معتقد بود که مثلث‌سازی ریشه در عقده اودیپ دارد؛ جایی که کودک برای مدیریت اضطراب ناشی از رقابت با هم‌جنس، به والد دیگر پناه می‌برد [[6]]. در این کیس، مراجع با احضار مداوم «پدر غایب»، ناخودآگاه همسرش را در جایگاه «رقیب» یا «والد بد» قرار می‌دهد و خودش را در جایگاه «کودک مظلوم» تثبیت می‌کند. پدرِ مرده، اینجا نه یک خاطره، بلکه یک ابزار روانی برای اجتناب از دیدنِ واقعیِ همسر است.

. ملانی کلاین: فرافکنی و شیء‌وارگی ابژه غایب

از منظر روابط ابژه، مراجع دچار «فرافکنی» (Projection) شدید است. او صفات خوب و ایده‌آل را به پدرِ فوت‌شده نسبت می‌دهد و تمام خشم و ناامیدی از رابطه فعلی را به سمت همسر پرتاب می‌کند. کلاین توضیح می‌دهد که وقتی فرد توانایی تحمل ابژهِ واقعی (همسر با تمام نقص‌هایش) را ندارد، به «ابژه جزئی» پناه می‌برد [[3]]. پدرِ غایب، چون حضور فیزیکی ندارد و نمی‌تواند مخالفت کند، تبدیل به یک «ابژه امن» می‌شود که مراجع می‌تواند بدون ترس از طرد شدن، با او متحد شود. این اتحاد خیالی، فضایی برای تنهاییِ واقعی با همسر ایجاد نمی‌کند.

۳. جان بالبی: دلبستگی ناامن و استفاده از سایه‌ها

بالبی در نظریه دلبستگی بیان می‌کند که کودکان برای تنظیم هیجان، به «پایگاه ایمن» نیاز دارند. وقتی پایگاه ایمن اولیه (والدین) از دست برود، فرد در بزرگسالی ممکن است به صورت وسواس‌گونه به خاطرات آن‌ها بچسبد تا اضطراب جدایی را مدیریت کند [[2]]. در این کیس، مراجع به جای اینکه همسرش را به عنوان پایگاه ایمن جدید بپذیرد (که نیازمند آسیب‌پذیری و اعتماد است)، مدام به «سایه پدر» پناه می‌برد. این رفتار نشان‌دهنده یک سبک دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی است که در آن، صمیمیت واقعی با فرد حاضر، ترسناک‌تر از تنهایی با یک خاطره است.

«من حس می‌کنم اگر دست از یاد پدرم بردارم، به او خیانت کرده‌ام. همسرم رقیب عشق من به پدرم شده است.»

سوپرویژن تحلیلی: شکستن مثلث نامرئی

۱. تله‌ی «حق‌به‌جانب بودن» اخلاقی

خطرناک‌ترین بخش این کیس، پوشش اخلاقیِ مثلث‌سازی است. مراجع باور دارد که دفاع از خاطره پدر یک وظیفه مقدس است. درمانگر نباید در دام این روایت بیفتد. سوال کلیدی این نیست که «آیا همسر بی‌احترامی کرده؟»، بلکه این است که «چرا مراجع نیاز دارد پدر را وارد اتاق خواب کند تا با همسرش حرف بزند؟». تا زمانی که مثلث پابرجاست، هیچ گفتگوی واقعی بین زوج شکل نمی‌گیرد.

. تکنیک مداخله: بازگرداندن مسئولیت به اینجا و اکنون

در جلسات سوپرویژن، تاکید بر این بود که درمانگر نباید درباره «درستی یا نادرستی حرف همسر» قضاوت کند. در عوض، باید تمرکز را روی «کارکرد» این صحبت‌ها بگذارد. جمله طلایی درمانگر: «به نظر می‌رسد هر وقت تنش بین شما و همسرتان بالا می‌گیرد، حضور پدرتان به عنوان سپر بلا ظاهر می‌شود. آیا متوجه شده‌اید که این کار باعث می‌شود شما و همسرتان هرگز مستقیماً با هم روبرو نشوید؟»

۳. وینی‌کات: گذار از فضای توهم به واقعیت

وینی‌کات از «فضای انتقالی» صحبت می‌کند؛ فضایی بین واقعیت درونی و بیرونی. مراجع در یک فضای توهمی گیر کرده که در آن پدر زنده است و همسر مهاجم. وظیفه درمانگر، کمک به مراجع برای تحملِ «ناامیدی» از نبودنِ پدر و پذیرشِ «واقعیت»ِ همسر است. این دردناک است، اما تنها راه رشد است. تا زمانی که مراجع امیدوار باشد که پدر (حتی در خیال) نجاتش دهد، نیازی به تلاش برای ساختن رابطه با همسر نخواهد داشت.

«درمانگر: "شما مدام از پدرتان دفاع می‌کنید، اما انگار از همسرتان دفاع نمی‌کنید. شاید چون پدر در دسترس نیست، امن‌تر است که طرف او را بگیرید."»

بینش نهایی

مثلث‌سازی با افراد غایب، ظریف‌ترین نوع مقاومت در برابر صمیمیت است. این مکانیسم به فرد اجازه می‌دهد که در عین حال که در رابطه است، عملاً تنها بماند. درمان موفق، زمانی رخ می‌دهد که مراجع جرأت کند «ابژه غایب» را زمین بگذارد و با «ابژه واقعی» (همسرش)، حتی با تمام ترس‌ها و تعارض‌هایش، روبرو شود. تنها در این صورت است که مثلث می‌شکند و یک رابطه دوتاییِ بالغ شکل می‌گیرد.

آیا شما هم احساس می‌کنید سایه‌ای از گذشته بر رابطه فعلی‌تان سنگینی می‌کند؟

رزرو جلسه مشاوره
درباره نویسنده: گروه تحریریه پارسنگ، متشکل از روانکاوان و درمانگران بالینی، با هدف ارتقای دانش روانشناسی عمق‌نگر در ایران فعالیت می‌کند.