بررسی موردی: دختری که مدارک خانه را دزدید، مادر را تهدید به قتل کرد و پدر را زیر سوال برد.
تصور کنید مادری هستید که تمام زندگیتان را وقف فرزندانتان کردهاید. حتی در اوج بیماری و افسردگی، تمام توجهتان معطوف به کوچکترین فرزند بوده تا مبادا کمبودی حس کند. اما حالا که او ۳ ساله شده، نه تنها قدردان نیست، بلکه با زبان تند، تهدیدهای ترسناک و حتی سرقت مدارک حیاتی خانه، آرامش را از شما سلب کرده است. چرا؟
در این مقاله، یکی از پیچیدهترین پروندههای مشاوره خانواده در مرکز گشپار را کالبدشکافی میکنیم.
مادری ۵۰ ساله با سه دختر. دختر بزرگ (۳۳ ساله) مستقل و موفق؛ دختر دوم (۲۷ ساله) دانشجو و متعهد. اما دختر سوم (۲۳ ساله) بحران اصلی است. او پس از فوت دو برادر در کودکی و دوران افسردگی شدید مادر، با نوعی محبت افراطی بزرگ شد. نتیجه؟ دختری که ماهانه ۸ میلیون تومان هزینه کلاس زبان میگیرد اما کار نمیکند، از خانه ۴ متری پدر کارگرش بدش میآید، مدارک سند خانه و شناسنامهها را دزدیده و با فحاشیهای رکیک و تهدیدهای فیزیکی، پدر و مادر را به بازی گرفته است.
مادر به دلیل فوت فرزندانش و بیماری خود، دچار احساس گناه عمیق شد. او ناخودآگاه فکر میکرد: من نتوانستم مراقب بقیه باشم، پس باید این یکی را جبران کنم. این تفکر منجر به حذف نه گفتنها شد. وقتی کودک یاد بگیرد هرچه بخواهد به او داده میشود، دچار اختلال در اصل واقعیت میشود.
دختر سوم ناخودآگاه نقش وکیل مدافع خودش را بازی میکند. او حرفهای دلِ مادر را بلند میزند و به پدر حمله میکند. وقتی مادر پنهانی پشت دخترش را میگیرد، به او پیام میدهد: تو قدرت داری و من ضعیفم. این یعنی تقویت رفتار پرخاشگرانه.
چرا او مدام غر میزند که خانهمان خراب است؟ چون او نمیتواند بیمسئولیتی و تنبلی خودش را بپذیرد. پس این ویژگیهای بد را به بیرون فرافکنی میکند.
مادر باید فوراً دست از پشتیبانی پنهانی بردارد. او باید با پدر همصدا شود. پیام به دختر باید این باشد: ما یک تیم هستیم و تصمیم ما واحد است.
پول کلاس زبان، خرید لباس، و سرویس رفتوآمد باید فوراً قطع شود. دختر ۲۳ ساله باید با واقعیت اقتصادی روبرو شود.
در مورد دزدیدن مدارک: والدین باید با خونسردی اعلام کنند: اگر مدارک تا فردا برگردانده نشود، برای جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی، مجبور به ثبت شکایت سرقت هستیم.
این دختر احتمالاً نیاز به دارودرمانی و رواندرمانی طولانیمدت دارد. اما شرط، فشار واقعیت است که او را مجبور به کمک گرفتن کند.
مادر عزیز، احساس گناه شما قابل درک است، اما این احساس گناه دارد آینده دخترتان و آرامش کل خانواده را نابود میکند. عشق واقعی به معنای دادن همه چیز نیست؛ به معنای آماده کردن فرزند برای زندگی است.